قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

3290

تاريخ الفي ( فارسى )

و اوّل كسى كه دار العداله بنا نهاد وى بود . و وى در ترويج شرع محمّدى آن‌مقدار سعى و اهتمام داشت كه روزى در اثناى چوگان‌بازى كه هميشه مىباخت ، نظرش بر شخصى افتاد كه با ديگرى حرف مىزد و به ملك نور الدّين اشاره مىكرد . نور الدّين حاجب را گفت كه حقيقت حال آن شخص را معلوم كند كه غرض وى چيست ؟ چون حاجب رفت و احوال پرسيد ، آن شخص گفت كه « من را بر ملك نور الدّين دعوى شرعى است . » چون حاجب [ 132 الف ] اين را به عرض ايشان رسانيد ، ملك فى الحال بىتوقّف چوگان را از دست انداخته همراه آن شخص مانند ساير الناس روى به خانهء قاضى نهاد ، كه در آن‌وقت قاضى كمال الدّين شهرزورى بود . و در اثناى راه پيش از خود كسى نزد قاضى فرستاده پيغام داد كه « من را شخصى براى دعوى شرعى به دار القضا مىآورد زنهار ! و هزار زنهار ! كه ملاحظهء خاطر من نكنى و در پرسش دعوى شرعى من را مانند خصم خيال كنى . » آخر الأمر ، همچنان ملك نور الدّين با آن شخص در پهلوى هم نشستند تا آن شخص دعوى كرد . و چون از بيّنه عاجز شد ، هيچ حقّى از وى بر ذمّهء ملك ثابت نشد ، بلكه قضيّه بر عكس ظهور يافت كه او مشغول ذمّهء ملك برآمد . و ملك نور الدّين از آن شخص مطلقا آزار نكشيد و به قاضى كمال الدّين گفت كه « من مىتوانستم كه اين معامله را همانجا تشخيص داد ، امّا غرض من از اين آمدن تنظيم امر شرع بود كه ديگرى بعد از اين در امور شرعى و قضاياى آن تهاون نتواند نمود . » و در كامل التواريخ مسطور است كه سبب بناى دار العداله آن بود كه چون از امراى نور الدّين ، اسد الدّين شيركوه ، كه در رتبه بر جميع امرا تقدّم داشت و لهذا ولايت حلب اقطاع او بود ، نوّاب و عمّال او در معاملات گاهى ستم مىكردند و قاضى كمال الدّين شهرزورى جميع امرا را از ستم منع مىتوانست نمود ، امّا از اسد الدّين شيركوه به‌واسطهء عظم شأن و شوكت ملاحظه مىكرد ؛ چه ، او مردى بود در كمال غلظت و درشتى . و چون اين معنى بر ملك نور الدّين ظاهر شد دار العداله بنا فرمود كه هركس كه باشد جهت قطع مهمات و معاملات در آنجا حاضر مىشده باشد . و چون خبر بناى دار العداله به اسد الدّين شيركوه رسيد ، نوّاب و عمّال خود را جمع آورده گفت كه « زنهار ! و هزار زنهار ! كه بعد از اين در معاملات با مردم نوعى سلوك كنيد كه شكايت ما به قاضى نبرند ، كه ملك نور الدّين اين دار العداله را محض از براى خاطر من بنا كرده كه من را به آنجا طلب نموده كه هركه با من دعوى داشته باشد ، تحقيق

--> - يعنى : دلاورى و خاكسارى دربرابر خداوند را با هم گردآورده و چه جنگاور نيكويى است كه در محراب سرگرم پرستش است . - الكامل .